تبليغاتX
پرقدرت ترین شمارنده آمار
PersianTrace.com
تفريحي،خبري،ديدني،خوندني
تفريحي،خبري،ديدني،خوندني
در باره ي ما

پیوندهای روزانه

لوگوی دوستان

طراح قالب

تبلیغات



< -- جای بنر شما -- >
آخرین مطالب

موضوعات

پیوندها

آرشیو مطالب

نويسنده وبلاگ

آمار وبلاگ من :

کدهای جاوا

[نقش مادران در كاهش عوارض بلوغ دختران]

«دوران بلوغ سخت‌ترین سال‌های زندگی‌ام بود. از خودم بدم می‌آمد. نمی‌توانستم با كسی درباره خودم حرف بزنم. از تغییراتی كه هر روز در من ایجاد می‌شد، خجالت می‌كشیدم. دیگر دوست نداشتم با مادرم بیرون بروم و با او حرف بزنم.»

خیلی از دختران ایرانی وقتی درباره دوران بلوغ شان حرف می‌زنند، ممكن است چنین احساسی داشته باشند. تغییرات دوران بلوغ هم برای دختران و هم برای پسران اهمیت دارد، اما مسائل دختران به خاطر شرایط خاص فرهنگی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌كند. مادر، به عنوان نزدیك‌ترین فرد از نظر عاطفی به فرزندش، می‌تواند گذر از این دوران را برای او آسان‌تر كند.

نشانه‌های بلوغ كه در دختران ایجاد می‌شود، احساس اضطراب هم همراه آن به وجود می‌آید. در جوامع و خانواده‌هایی كه آموزش جنسی كافی به نوجوانان ارائه نمی‌شود ، پیدا شدن اولین علائم ممكن است با تعبیراتی نادرست از جنسیت یا احساس بیماری، طرد شدگی و سردرگمی‌در دختران همراه شود.

چرا دختران؟

زندگی دخترانه، از هر نظر زندگی حساسی است و وقتی این حساسیت‌های طبیعی با ویژگی‌های فرهنگی جامعه‌ای مثل جامعه ما آمیخته می‌شود، دوچندان خواهد شد. مسائل زنانه همواره در پرده‌ای از شرم و حیا پیچیده شده‌اند و اطلاع‌رسانی درخصوص آنها به شكل رسمی‌ وجود ندارد.

با این‌كه دختران از سال‌های انتهای دبستان با تغییرات دوران بلوغ روبه رو می‌شوند ، مدرسه‌ها در این زمینه به آنها آموزش نمی‌دهند و این وظیفه تنها بر دوش خانواده‌ها باقی می‌ماند. در خانواده هم این نقش از مادر طلب می‌شود ؛ این‌كه یك تنه فرزندش را از تغییراتی كه پیش رو دارد آگاه كند و بكوشد اتفاق بزرگ بلوغ، با كمترین هزینه و در نهایت آرامش پیش برود.

پسران نوجوان این امكان را دارند كه به خاطر ارتباط‌های گسترده‌تر اجتماعی و قرار داشتن در معرض دریافت اطلاعات راحت‌تر با مساله بلوغ روبه‌رو شوند، ضمن این‌كه مربیان و پدران هم برای انتقال اطلاعات به آنها راحت‌تر عمل می‌كنند. همه این عوامل باعث می‌شود نقش مادران برای همراهی در این مرحله مهم در زندگی دختران پررنگ‌تر شود.

دوره نوجوانی از 11 تا 13 سالگی شروع می‌شود و تا 18 سالگی ادامه دارد. این دوره، دوران تعارض بین رفتار كودكانه و بزرگسالی است. اما چندسال قبل از ورود كودك به سن نوجوانی، تغییرات اندكی درجسم و رفتارش آشكار می‌شود. این تغییرات در دخترها شایع‌تر است.

در آستانه تغییر

با بروز نامحسوس نشانه‌های بلوغ، كودكان كم‌كم دست از بازی می‌كشند و بیشتر تمایل دارند اوقاتشان را با همسالان همجنس خود بگذرانند. آنها ساعت‌ها با دوستانشان حرف می‌زنند. در ابتدای این صحبت‌ها یعنی همان سال‌های پیش از بلوغ، كودكان درباره خانواده، افتخاراتی كه خانواده‌شان داشته، مسافرتی كه پدر و مادرشان داشتند، دارایی‌های خانوادگی، دوستان و آشنایانشان و بحث‌های داغی كه این روزها در زندگی آنها جاری است صحبت می كنند.

آنها سعی می‌كنند خود و خانواده‌شان را برتر از دیگری بدانند یا حتی با خیالپردازی‌هایی، ذهن دوستانشان را به سمت خود سوق دهند. حساسیت این دوران كمتر از دوران بلوغ نیست، چون زمینه‌های برقراری ارتباط نزدیك بین مادران و دخترها، از همین زمان شروع می‌شود.

ممكن است خیلی از پدر و مادرها گمان كنند بچه‌ها در دوران پیش از بلوغ زیاد حرف می‌زنند یا به دوستانشان دروغ می‌گویند. این طور نیست. آنها واقعیت‌های زندگی‌اشان را با خیالات می‌آمیزند و به دوستانشان می‌گویند، اگر رفتارهای اینچنینی بچه‌ها مورد انتقاد قرار بگیرد و بخصوص مادرها دخترانشان را به دروغگویی متهم كنند یا رفتارهای افراطی‌شان را در وقت گذرانی با همسالان درك نكنند، وقتی بچه‌ها وارد مرحله بعدی یعنی دوران بلوغ شوند، ارتباط درستی بین آنها و مادرانشان برقرار نمی‌شود.

این دوره بهترین دوره‌ای است كه می‌توان به رفتارهای كودك در آستانه بلوغ جهت مناسب داد؛ مثلاً می توان دوستان آنها را كه اكثرا هم محله‌ای‌ها و همكلاسی‌هایشان هستند، شناسایی كرد و البته این كار باید غیرمستقیم انجام شود.

با ورود كودك به این مرحله و بروز این نوع رفتارها، رفتار مادرها هم باید تغییر كند و پخته‌تر و منطقی‌تر شود. این مساله را می‌توان این طور تعبیر كرد كه با شروع مراحل بلوغ در دختران، مادران نیز وارد مرحله تازه‌ای می‌شوند كه باید در آن بخش‌های تازه‌ای از وجود خود را كشف كنند.

نباید دختران را با همان شیوه‌های قبلی به سمت خود گرایش داد. مادران باید باور كنند كه او در تلاش برای رسیدن به استقلال فكری و منطقی است و حتی در این مرحله ممكن است شاهد نافرمانی‌ های او باشند.

نقش مادران درکاهش عوارض بلوغ دختران

سردرگمی ‌و ترس

با شروع دوران بلوغ، دختران همزمان دچار تغییراتی در جسم و روحشان می‌شوند. درك همزمان این تغییرات برای آنها می‌تواند دشوار باشد و مادران را هم سردرگم كند.

بسیاری از مادران از مواجهه با این دوران وحشت دارند. سن بلوغ دختران پایین است و مادر هنوز برای آن آمادگی ندارد. در حالی كه مادر هنوز درگیر كودكی‌های دخترش است و او را دختربچه‌ای به حساب می‌آورد، دخترش با نشانه‌های رفتاری و جسمی ‌به او اعلام می‌كند كه كودكی


نظر دهيد| لينک ثابت



[به اين مهمان خوش آمد نگوييد!!!!!!]

نهایی نوعی احساس تهی بودن و خلاء درونی است. شما احساس انزوا كرده و از دنیا جدا می‌شوید ،‌ از كسانی كه دلتان می‌خواست با آنها رابطه داشته باشید،‌می‌برید.

انواع و درجات مختلفی از احساس تنهایی وجود دارد . شاید تنهایی را به صورت یک احساس مبهم از درست نبودن امور تجربه كنید. این حالت نوع خفیف احساس تهی بودن است. شاید هم تنهایی را به صورت محرومیت و درد بسیار شدید تجربه نمائید. یک نوع ازتنهایی به گم كردن یک شخص خاص، بدلیل مرگ او یا دوری‌اش مربوط می‌شود. نوع دیگر تنهایی ناشی از فقدان تماس با مردم است به این دلیل ممكن است واقعا بصورت فیزیكی به خاطر كار در شیفت شب یا اقامت در ساختمانی كه مردم بندرت به آنجا رفت وآمد می‌كنند، از دیگران جدا شده باشید. شما حتی ممكن است از نظر عاطفی حساس تنهایی كنید، در حالی كه در میان مردم هستید ولی در برقراری رابطه با آنها دچار مشكل باشید.

اما به نظر می رسد آسیب زا ترین نوع تنهایی، تنهایی های دوران نوجوانی است. به طور طبیعی وقتی افراد وارد سنین نوجوانی میگردند، دیدگاه و رویکردشان نسبت به محیط اطراف و حتی دوستان و اطرافیان تغییر می کند و دیگر انسان قبلی نیستند. روابطشان با بسیاری از افراد و آشنایان که درگذشته بسیار نزدیک بوده، کاهش یافته و حتی قطع می شود، دیگر از فعالیتهای گذشته لذت نمی برند و یا دیگر مثل قبل با پدر و مادر رابطه نزدیک و صمیمانه ندارند. نوجوان خود را دردنیایی تنها می پندارد که گویی هیچکس نیازها و خواسته های او را درک نکرده و حوصله شنیدن صحبتهای وی را ندارد.

به طور طبیعی وقتی افراد وارد سنین نوجوانی میگردند، دیدگاه و رویکردشان نسبت به محیط اطراف و حتی دوستان و اطرافیان تغییر می کند و دیگر انسان قبلی نیستند.

البته این وضعیت مقطعی بوده و بعد از گذشت مدتی، نوجوانان با همسالان و هم دوره ای های خود رابطه ای گرم و صمیمانه برقرار کرده و کم کم از پیله تنهایی شان خارج می شوند اما برای برخی از نوجوانان این وضعیت ادامه پیدا کرده و تنهایی بیشتر و بیشتر دامن گیر آنها می شود.

به نظر می رسد ادامه یافتن این وضعیت چندان مطلوب نبوده و امکان دارد که موجب انزوای دایمی آنها، ناتوانی در برقراری روابط اجتماعی و حتی ایجاد برخی مشکلات روانی گردد.

احساس تنهایی با تنها بودن صرف متفاوت است

در اینجا ضروری است كه تأكید شود احساس تنهایی مساوی با تنها بودن نیست . هر شخصی همیشه زمانی را برای تنها بودن در نظر می‌گیرد . تنهایی احساس تنها بودن و غمگین شدن به خاطر آن است والبته همه ما گاهی احساس تنهایی می‌كنیم ولی فقط زمانی كه در دام تنهایی‌گیر می‌افتیم، این مساله تبدیل به یک مشكل واقعی می‌شود.

چطور ممكن است در احساس تنهایی مان نقش داشته باشیم ؟

تنهایی یک احساس انفعالی است . ابقا وتداوم آن ناشی از اجازه منفعلانه ما ازیک سو وانجام ندادن هیچ چیزی برای تغییر آن از سوی دیگر است. ما امیدواریم که این احساس تنهایی خودش از بین خواهد رفت وبنابراین هیچ کاری برای رفع آن انجام نمی‌دهیم و اجازه می‌دهیم که ما را در بربگیرد. شگفت آور این که در بعضی از موارد حتی ما به این احساس خوشامد می‌گوئیم. پذیرفتن تنهایی و غرق شدن دراحساسات مرتبط با آن معمولا به احساس افسردگی و درماندگی منتهی می شود، که آن نیز به نوبه خود، به احساس انفعال بیشتر و افسردگی افزونتر منجر می‌گردد.

در ادامه این یادداشت توصیه هایی به نوجوانان عزیز ارایه می گردد تا بهتر و راحت تر بتوانند بر احساس تنهایی شان غلبه کرده و آن را از سر بگذرانند:

پذیرفتن تنهایی و غرق شدن دراحساسات مرتبط با آن معمولا به احساس افسردگی و درماندگی منتهی می شود، که آن نیز به نوبه خود، به احساس انفعال بیشتر و افسردگی افزونتر منجر می‌گردد.

تنهایی


راههای تغییر احساس تنهایی


احساس تنهایی را شناخته و آن را بیان دارید.

برای متوقف کردن احساس تنهایی، اول باید بپذیریم که احساس تنهایی می‌کنیم. گاهی اوقات پذیرفتن آن، کاری مشکل است .سپس باید احساس تنهایی را به شیوه‌ای ابراز داریم. می‌توانیم آن را در دفترچه یادداشت روزانه بنویسیم، یا از طریق نوشتن یک نامه تخیلی به یک دوست یا فامیل ابراز داریم، از طریق کشیدن و رنگ کردن یک تصویر، زمزمه با خود، شعر خواندن یا انجام هر کار دیگری که باعث ابراز احساسات درونی‌مان گردد نیز می‌توانیم احساس تنهایی‌مان را بیان داریم. بیان این احساسات ممکن است به کشف این نکته منجر شود که ما چیزهای زیادی را احساس می‌کنیم که با احساس تنهایی‌مان مرتبط هستند، از قبیل غمگینی، خشم و ناکامی. ممکن است قادر به شناسایی نواحی باشیم که این احساسات از آن موقعیتها می‌آیند‌، یعنی متوجه شویم که چگونه با زندگی ما ارتباط یافته‌اند. به موازات توانایی‌مان در دیدن این ارتباط، توانایی‌مان در تغییر آنها نیز افزایش می‌یابد.

شرکت در فعالیت‌های لذت بخش ذهن ما را از احساس تنهایی دور می‌گرداند


بزرگترین تغییر، البته، متوقف کردن حالت انفعال و فعال‌تر شدن است. اگر از کسی دور افتاده اید، از قبیل والدین، خانواده یا دوستان، می‌توانید به آنها تلفن بکنید ، نامه بنویسید ، با پست الکتریکی پیام بفرستید و یا به ملاقاتشان بروید. صحبت کردن با یک دوست فهیم نیز به تغییر خلقیاتتان کمک خواهد کرد. اگر دوست فهیم نداریم صحبت با یک روحانی، معلم یا مشاور می‌تواند نقطه‌ای برای شروع باشد.اگر احساس تنهایی بدلیل مردن شخص مورد علاقه باشد ابراز اندوه ناشی از فقدان او و یاد آوری خاطرات شاد خودمان با وی و توجه به این که این خاطرات همیشه با ماست ، می تواند به ما در دور شدن از احساسات تنهایی کمک کند. این الگو را می‌توان در مورد از دست دادن دوستی‌ها و ...نیز مورد استفاده قرارداد.

در فعالیت‌ها یا باشگاه ها شرکت کنید.

شرکت در فعالیت یا باشگاه چندین چیز را می‌تواند بدنبال داشته باشد.شرکت در فعالیت‌های لذت بخش ذهن ما را از احساس تنهایی دور می‌گرداند . این فعالیتها از طریق فوق می‌تواند بطور مستقیم خلق ما را تغییر دهند. این اعمال همچنین فرصتی را فراهم می‌کنند تا افراد دارای علائق مشابه را ببینیم و مهارتهای ملاقات با دیگران رادر خود افزایش دهیم. این اقدامات همچنین ساختاری را به زندگی ما داده و احساس می‌کنیم که چیزی برای آینده وجود دارد. فعالیت‌ها همچنین به ما یاد آوری می‌کند که چگونه به هنگام انجام مشابه همین کارها در گذشته احساس بهتری پیدا می‌کنیم. در بعضی موارد این اثرات خیلی سریع ودر مواردی دیگر به کندی بدست می‌آیند. ما واقعا نیاز داریم که خود را مجبور کنیم که به دیدار دیگران رفته با آنها صحبت کرده وفعالیتهای متعدد را مورد توجه قرار دهیم، قبل از اینکه در رابطه با آنچه که می‌خواهیم انجام دهیم احساس راحتی داشته باشیم و سپس به مشاهده و پیشرفت بپردازیم.

شاید چیزی که باید از آن خودداری کرد این باشد که بکوشیم به باشگاه یا یک سازمان یا حتی یک رابطه جدید به این خاطر ملحق شویم که فکر می‌کنیم این اقدامات اوضاع روحی ما را بهتر کرده و یا به شخصی جذاب تبدیل خواهد کرد. راهبرد بهتر این است که در فعالیت‌ها به این خاطر درگیر شویم که آنها قبلا در ما ایجاد لذت می کرده اند ویا اینکه فکر میکنیم برایمان خوب خواهند بود. این باعث می‌شود که از انجام فعالیت‌ها با مردم، و بودن با مردمی که از این امورات لذت می‌برند، لذت ببریم. همچنین ممکن است دریابیم که بعضی از مردم همان طوری هستند که ما هستیم. یک امتیاز اضافی نیز این است که در می‌یابیم قادریم بعضی از فعالیت‌ها و علائق را انتخاب و به تنهایی انجام دهیم، بدون اینکه احساس تنهایی بکنیم .

نوجوانان عزیز فراموش نکنید:

هر کسی در دوره‌هایی از عمر احساس تنهایی می‌کند. استفاده از پیشنهادهای فوق کمک می‌کند تا با این احساسات بهتر مقابله کنیم .

beytoote.com



ميهمان"خوش آمد"دوست"خانه"روانشناسي

نظر دهيد| لينک ثابت



[پسران!!!! احساساتي نشويد....]

دوره نوجوانی یکی از پرفراز و نشیب ترین دوران های زندگی هر فرد است. شناخت هویت، درک هستی ، شناخت جایگاه اجتماعی، شکل گیری اهداف در این مقطع رخ می دهد و نوجوان اولین گام ها را در تکامل شخصیت خود برمی دارد. والدین همواره با استفاده از تجربیات دیگران یاد می گیرند که برخی رفتارها، حرف ها و عکس العمل های نوجوان خود را ناشی از قرار گرفتن در دوره نوجوانی قلمداد کنند و به خود بقبولانند که آن ها به مقتضای سن است. هر چند در دوره های تکامل رشد شخصیت انسان، این امر بدیهی است اما نمی توان به سادگی از کنار این امر گذشت.

واقعیت این است که بسیاری از والدین از روان شناسی کودک اطلاعات چندانی ندارند و از ویژگی های دوران نوجوانی جز پرخاشگری، پیدا شدن اولین علایم بلوغ و عصبی بودن چیزی نمی دانند. در این میان برخی باورهای غلط درباره دختران و پسران نوجوان توسط والدین گذر از این دوران را برای آن ها دشوارتر می کند.

واقعیت این است که نوجوان در این دوره از زندگی از نظر جسمانی در حال رشد، از نظر عاطفی نارس، از لحاظ تجربه محدود و از نظر فرهنگ اجتماعی بسیار شکننده و تحت‌تاثیر است. ناآگاهی و بی توجهی والدین به تغییرات روانی در این دوره ممکن است منجر به بروز اختلافات خانوادگی و اجتماعی و منشاء بسیاری از انحرافات اخلاقی در نوجوان شود. برای درک دنیای روانی نوجوانان باید بدانیم که او در این دوران بسیار جسور، زودرنج، درون گرا، خودرای و برتری طلب می شود. عقاید خود را محکم تر و آشکارتر بیان می کند، تمایل دارد با دوستان خود درددل کند، آزادی عمل داشته باشد و مورد تایید قرار گیرد، آرمان جوست و معتقد است که می تواند دنیا را مطابق معیارهای خود عوض کند به همین جهت دست به کارهای افراطی می زند که از جانب دیگران غیرعادی تلقی می شود. تنهایی یکی از ویژگی های نوجوانی است و نشانه نابهنجاری یا بیماری نیست. در این دوره شکل ظاهری بدن به خصوص چهره اهمیت زیادی پیدا می کند و عزت نفس را تحت تاثیر قرار می دهد. نوجوان احساس پذیرفته شدن از سوی همسالان را دوست دارد.

بسیاری از مواقع والدین تصور می کنند نباید احساسات منفی نوجوان را تایید کرد در صورتی که این کار به سلامت روانی نوجوان لطمه می زند.

در این میان پسران نوجوان به علت برخی نگرش های غلط بیشتر تحت فشار قرار دارند. اکثر والدین به غلط تصور می کنند که پسران نوجوان نیاز به دوست صمیمی برای ابراز احساسات و عواطف خود ندارند و دختران عاطفی تر هستند. به گمان آن ها دوست صمیمی برای دختر نوجوان برای شراکت در اسرار خصوصی ضروری است اما پسران برای تفریح و ورزش و سرگرمی به دوست نیاز دارند نه ابراز احساسات و عواطف. اما طبق تحقیقات مشخص شده است که پسران بین سنین 16 تا 17 ساله همانند دختران به یک دوست صمیمی برای ابراز احساسات نیاز دارند. دوستی که با او درد دل کنند. در غیر این صورت در بزرگسالی نخواهند توانست رابطه دنباله دار و مثبتی با دوستان برقرار کنند و دچار عوارض این تنهایی خواهند شد. بنابراین بهتر است این تصور غلط که فقط دختران احساساتی هستند را کنار بگذاریم. همچنان که دکتر نسرین امیری، فوق تخصص روان پزشکی کودک می گوید: در روند رشد و تکامل عاطفی نیاز داریم احساسات را درک کنیم و آن ها را بروز دهیم. هر کدام از این مراحل به طور مستقیم سلامت روانی ما را تحت تاثیر قرار می دهد.

اختلال در این روند می تواند به اختلالات مختلف روانی و اضطرابی در فرد بینجامد. بنابراین والدین توجه داشته باشند باید احساسات و عواطف را در بچه ها برچسب بزنند یعنی نوجوان بداند احساس خشم، اندوه، شادی، ناامیدی احساساتی طبیعی هستند و او باید این احساسات را تجربه کند. همچنین والدین باید احساسات بچه ها را درک کنند نه این که آن را رد کنند. به عنوان مثال اگر نوجوانی احساس ناامیدی می کند و آن را به والدینش می گوید، نباید والدین آن را انکار کنند، در بسیاری از مواقع والدین تصور می کنند نباید احساسات منفی نوجوان را تایید کرد در صورتی که این کار به سلامت روانی نوجوان لطمه می زند. باید یاد بگیریم احساسات منفی نوجوان را درک کنیم و به او اجازه دهیم احساسات خود را بروز دهد. نوجوان نباید به خاطر احساس بدی که دارد مورد سرزنش واقع شود بلکه باید سعی کرد با آرامش مهر تایید بر احساس او زد و سپس به او در غلبه بر احساسش کمک کرد.

پسران احساساتی نشوند

دکتر امیری با رد تفاوت احساسات در دختر و پسر می گوید: از این لحاظ هیچ تفاوتی بین دو جنس وجود ندارد و پسران همان قدر نیاز به ابراز و درک احساسات خود دارند که دختران. بسیاری تصور می کنند که از آن جا که تمایل به داشتن قدرت بیشتر در پسران دیده می شود، پس نیاز به احساس در آن ها کمتر است در حالی که احساس، به قدرت ربطی ندارد و دیده شده که آدم های قدرتمند، احساسات قوی تری داشته اند. همه انسان ها به بروز احساسات و درک احساساتشان از جانب دیگران نیاز دارند. والدین توجه داشته باشند که وقتی مانع ابراز احساسات پسر نوجوان خود می شوند دو اتفاق ممکن است بیفتد؛ یا او باید احساسات خود را انکار کند که در آن صورت ممکن است دچاراختلالات شخصیتی شود و یا این که برای بروز آن ها به شیوه های دیگری متوسل شود که از نظر فرهنگی برای جنس او پسندیده تر است، مثل پرخاشگری. درست به همین دلیل است که پرخاشگری در نوجوانان پسر بسیار بیشتر از نوجوانان دختر است، ممکن است به جای پرخاشگری با درونی کردن احساسات، به افسردگی و اضطراب مبتلا شود. چنین نوجوانی منزوی می شود و از خانواده دوری می کند .بنابراین بهتر است والدین احساسات و هیجانات مثبت و منفی او را انکار نکنند، بلکه بستری فراهم کنند تا نوجوان بتواند احساسات خود را ابراز کند.

پسران نوجوانی که یک یا چند دوست صمیمی ندارند بیشتر در خطر خودکشی و ابتلا به افسردگی قرار دارند.

از طرف دیگر یکی از مهم ترین شاخصه های بهداشت روانی پسران نوجوان داشتن دوست صمیمی است. به نوشته رویترز، پروفسور «Way» در تحقیقات خود دریافت برقراری روابط صمیمانه در تکامل احساس ارزشمندی و تعامل با اجتماع نقش اساسی دارد. بنابراین لازم است نیاز نوجوانان پسر برای داشتن یک دوست صمیمی توسط والدین به رسمیت شناخته شود. اما همین که نوجوان به سن 16و 17سالگی می رسد با غلبه بر احساسات خود و کنترل آن ها اقدام به الگوپذیری از جامعه می کند. او قهرمانان خیالی که خودمتکی، مستقل، بدون احساس و تنها هستند را الگو قرار می دهد. این همان تصویر غلطی است که جامعه از یک مرد ایده آل در ذهن پسران نوجوان ایجاد می کند.

درست در همین سنین است که آمار خودکشی نوجوانان پسر بالاست و پرخاشگری، تمایل به رفتارهای ضداجتماعی، اختلالات اضطرابی و افسردگی در آن ها به وفور مشاهده می شود. طبق تحقیقات مشخص شده پسران نوجوانی که یک یا چند دوست صمیمی ندارند بیشتر در خطر خودکشی و ابتلا به افسردگی قرار دارند. نکته این جاست که احساس غم و اندوه و تنهایی ازدواج آ ن ها را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. زیرا یک مرد موفق برای داشتن یک زندگی شاد نه فقط به یک همسر مناسب و فرزندان موفق بلکه به دوستان صمیمی و قدیمی نیاز دارد. جدایی ناگهانی برخی مردان از همسران خود گاه ریشه در این موضوع دارد. آن ها در واقع نتوانسته اند خلاء یک دوست خوب را با هیچ چیزی در زندگی پر کنند و آن چه ساخته اند خراب می کنند تا بتوانند آن گمشده خود را که یک دوست صمیمی است بیابند.

بنابراین به والدین توصیه می شود از واکنش های کلیشه ای مثل عبارت «مرد که گریه نمی کند» در مورد پسر نوجوان خود بپرهیزند. با احساسات او همدلی کنند و به آن ها احترام بگذارند. الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشند و او را تشویق کنند تا دوستان صمیمی برای خود پیدا کند و احساساتش را برای آن ها بیان کند.

منبع:روزنامه خراسان



پسر"دختر"روانشناسي"جوان"احساس"دوستي

نظر دهيد| لينک ثابت



[عشق]

http://www.bcoms.net/upload/images/bcoms2007919193611.jpg



عشق"دختر"

نظر دهيد| لينک ثابت



[عشقولانه]

http://www.r15r.com/data/media/108/woman1_19.jpg



تصوير"عكس"عشق"دختر"

نظر دهيد| لينک ثابت



[معني برخي كلمات]

خبٌ: اين کلمه‏اي است که زنان براي پايان دادن به مکالمه‏ هايي استفاده مي‏کنند که در آن حق با آن‏هاست و شما بايد خفه‏ بشويد.‏

پنج دقیقه: اگر مشغول لباس‏پوشيدن است يعني حداقل نيم ساعت. هرچند پنج دقيقه دقيقاً معادل پنج دقيقه است اگر به شما پنج دقيقه بيش‏تر زمان جهت تماشاي فوتبال داده شده باشد.‏

هيچٌي: اين آرامش قبل از توفان است. معني و مفهوم آن اين است که بايد به شدت گوش‏ به‏ زنگ باشيد. بحث‏هايي که با هيچي شروع مي‏شوند، غالباً با خبٌ تمام مي‏شوند.‏

بفرماييد: اين کلمه اصلاً ربطي به اجازه دادن انجام کاري ندارد. “اگه جرئت داري” در آن مستتر است.

آه بلند: اين در حقيقت يک کلمه محسوب مي‏شود که معمولاً درست فهميده نمي‏شود. آه بلند يعني او فکر مي‏کند شما يک احمق به ‏دردنخور هستيد و او نمي‏داند چرا دارد وقت‏ش را با ماندن و بحث با شما سر هيچٌي تلف مي‏کند.

اشکال نداره: اين يکي از خطرناک‏ترين جملات‏ي است که زن شما ممکن است به شما بگويد. اشکال نداره يعني اون به زمان طولاني‏تري احتياج دارد که تصميم بگيرد شما چگونه بايد تاوان اين اشتباه‏تان را پس بدهيد.‏

ممنون: از شما تشکر مي‏کند. فقط بگوييد خواهش مي‏کنم. هيچ حرف اضافه‏اي نزنيد. خيلي ممنون مي‏تواند نشان دهنده يک خطر بالقوٌه باشد.

اصلاً هرچي: اين ترکيب براي گفتن دهنت سرويسه يا  رو ببرن استفاده مي‏شود.

نگران‏ش نباش عزيزم، خودم انجام مي‏دم: يک جمله بسيار خطرناک ديگر. به معني آن‏که اين کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصميم گرفته خودش دست به کار شود. اين حالت معمولاً منجر به حالتی خواهد شد که شما بپرسيد چي شده؟.


پس اقایون حواستون باشه این کلمات رو بکار نبرین یه وقتا وگرنه....  



كلمه"معني"خنده"زن"دوختر"باحال

نظر دهيد| لينک ثابت



[زن هم زنای قدیم]

زن هم زنای قدیم

صبح ساعت ۵
قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها
میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند.

صبح ساعت ۶
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را
باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا
از خواب بیدار شود.

جدید: بازهم خوابیده است

صبح ساعت ۷
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون می رود و هزار تا
دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.

جدید: هنوز کپیده است.

صبح ساعت ۱۱
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و در با دست در حال
بررسی جوش های روی کمرش است

ظهر ساعت ۱۲
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع پازیشن های
جدید جهت چیز صحبت می‌کند

ظهر ساعت ۱۳
قدیم: در حال شستن جوراب و لباس‌های آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است.

ظهر ساعت ۱۴
قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است
میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکرفر بوده و در همان حال در
حال تماشای FashionTV می‌باشد.

ظهر ساعت ۱۵
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه
برای گاوشان می‌باشد.

جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.

عصر ساعت ۱۶
قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباس‌های خریداری شده است. در همان حال هم نیم
نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می‌کشد.

عصر ساعت ۱۷
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.

عصر ساعت ۱۸
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می‌برد.

شب ساعت ۱۹
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است.

شب ساعت ۲۰
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوضه خانه است.
جدید: کماکان در حال خرید است.

شب ساعت ۲۱
قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد.
جدید: در رستوران ، پیتزا میل می‌فرمایند.

شب ساعت ۲۲
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ
روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.

جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.

شب ساعت ۲۳ و ۲۴
قدیم: 
جدید: در حال مشاهده ماهواره هستند ایشون ، لطفاً مزاحم نشوید


البته شوخیه شما جدی نگیرید



خنده"جوك"خوندني"باحال"زن"دختر"دوست"مسخره

نظر دهيد| لينک ثابت



[بخند]

حکایت های غضنفر
غضنفر ميخواسته بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ رانندهه ميگه : اگه جلو بشيني ۱۰۰۰ تومن وسط ۸۰۰ تومن رو بوفه ۵۰۰ تومن بعد ميخواد يه كم يارو رو سر كار بذاره، ميگه : اگه دنبال اتوبوس هم بدويي ۳۰۰ تومن! غضنفر يك نگاهی به كيف پولش ميكنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه ۳۰۰ تومن ميده و بسم الله شروع ميكنه دنبال اتوبوس دويدن.
 نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده، رانندهه ميبينه غضنفر هي داره از عقب اشاره ميكنه شاگردش ميگه: بابا داغون شد! نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه سختشه، بيچاره ۳۰۰ تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره. غضنفر نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: اينجا كرج بود؟ راننده ميگه: آره. غضنفر ميگه: خوب مرتيكه خر چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده شم.

باشگاه گلف (طنز شيرين) تعدادي مرد در رخت كن يك باشگاه گلف هستند موبايل يكي از آنها زنگ مي زند مردي گوشي را بر ميدارد و روي اسپيكر مي گذارد و شروع به صحبت مي كند همه ساكت مي شوند و به گفتگوي او با طرف مقابل گوش مي دهند مرد: بله بفرماييد. زن: سلام عزيزم باشگاه هستي؟ مرد: سلام بله باشگاه هستم. زن: من الان توي فروشگاهم يك كت چرمي خيلي شيك ديدم فقط هزار دلاره ميشه بخرم؟ مرد: آره اگه خيلي خوشت اومده بخر. زن: مي دوني از كنار نمايشگاه ماشين هم كه رد مي شدم ديدم اون مرسدس بنزي كه خيلي دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خيلي دلم ميخواد يكي از اون ها رو داشته باشم. مرد: چنده؟ زن: شصت هزار دلار. مرد: باشه اما با اين قيمتي كه داره بايد مطمئن بشي كه همه چيزش رو به راهه. زن: آخ مرسي يه چيز ديگه هم مونده اون خونه اي كه پارسال ازش خوشم ميومد رو هم واسه فروش گذاشتن ۹۵۰۰۰۰ دلاره. مرد: خوب برو بگو ۹۰۰۰۰۰ تا اگه ميتوني بخرش. زن: باشه بعدا مي بينمت خيلي دوستت دارم. مرد: خداحافظ مرد گوشي را قطع مي كند مرد هاي ديگر با تعجب مات و مبهوت به او خيره مي شوند. بعد مرد مي پرسد: اين گوشي مال كيه؟



نظر دهيد| لينک ثابت